ديگر ذكر شده‌اند، چون كار پزشكي فقط يكي از اشتغالات آنان بود ــ شغلي كه منبع درآمدشان‌ محسوب مي‌شد.
ابن ساعاتي‌، مكانيكدان دمشقي‌، شرحي بر قانون و تكمله‌اي بر رساله‌ٴ ابن سينا در باب انواع‌ قولنج نوشت‌. نجيب‌الدين سمرقندي موٴلف رساله‌هاي طبي متعددي بود، كه يكي از آنها از شهرتي برخوردار شد و شرح‌هايي به عربي و فارسي بر آن نوشتند. عبداللطيف‌، كه به‌خاطر كتاب‌الاعتبارش درباره‌ٴ مصر معروف‌تر است‌، پزشك و حتي كالبدشناس برجسته‌اي بود؛ او توانست بقاياي انساني را به چشم خود مورد معاينه قرار دهد، و به آنچه جالينوس ديده بود بسنده نكرد. عبداللطيف دريافت كه استخوان آرواره‌ٴ زيرين و استخوان خاجي استخوان‌هايي‌ منفرداند. ابن صوري‌، گياه‌شناس بزرگ‌، رساله‌اي در باب ادويه‌ٴ مفرده نوشت‌. در ميان آثار ابن‌لُبودي تعدادي به موضوع‌هاي طبي اختصاص دارد. التذكرةالهادية تأليف ابن طَرْخان ازجمله‌ دايرةالمعارف‌هاي طبي بود كه در آن مطالبي از صدها موٴلف عربي ديده مي‌شد. در سده‌ٴ شانزدهم‌، دوبار تذكره‌ٴ ابن طرخان تلخيص شد.
اكنون‌، به شخصيت بسيار ممتازي مي‌رسيم‌، به موٴلف رساله‌اي در باب جراحي كه احتمالاً به عربي تأليف شده‌، ولي فقط ترجمه‌هاي لاتيني و عبري آن را مي‌شناسيم‌. از قرار معلوم اين‌ ترجمه از مآخذ عربي گرفته شده‌، ولي آيا واقعاً به عربي نوشته شده بوده است‌؟ يا اين نسبت‌ عربي فقط حيله‌اي براي كسب محبوبيت براي آن بوده است‌؟ رساله‌، به شخصي به نام ماسويه‌1 منسوب است‌، كه براي تشخيص از دو پزشك مسيحي بزرگ عربي‌نويس داراي همين نام‌، بايد او را ماسويه‌ٴ سوم بناميم‌. بايد احتمالات زيادي را درنظر بگيريم‌. از جمله ممكن است موٴلف از نژاد عرب بوده‌، و ممكن است به خانواده‌ٴ ماسويه تعلق داشته‌، و در عين حال خود را Mesuë  ناميده‌، و به لاتيني مي‌نوشته است‌. اين موردي غير مرسوم نيست‌، چه بسا عربي‌نويساني كه‌ يوسف نام داشته‌اند به صورت نويسندگان لاتيني درآمده‌اند و نامشان يوزفز شده است‌. جنگ‌هاي صليبي به جراحي اعتبار زيادي بخشيد، و قابليت فوق‌العاده‌ٴ برخي جراحان عرب در بسياري موارد مورد قبول قرار گرفت‌. وقتي صليب در جنگ با هلال بود آيا عجيب است كه يك‌ مسيحي عربي‌زبان به خدمت مسيحيان غربي درآيد و خود را هم‌رنگ آنان كند، به لاتيني‌ بنويسد و نام خود را هم لاتيني كند؟ دنبال كردن اين مطلب بي‌مورد است‌. اصل مهم اين است كه‌ اين رساله‌، به هر زباني كه در اصل نوشته شده باشد، باز معرف معلومات عربي است كه با جراحي جديدتر سالرنو، بولونيا و مونپليه مغاير است‌.
دو پزشك ديگر، ابن قِفْطي و ابن ابي اُصَيْبِعه‌، ابتدا مورخ بودند. اولي مجموعه‌اي در شرح‌


Masuë, Māsawaih .1